تبليغاتX
من + تو
من + تو
   

سيلام

خوفيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند روزي بود كه مي خواستم بيام اپ كنم ولي نيدونم كه چرا كامپيوتر بنده مشكل داره و بعضي از سايت ها رو باز نمي كنه مثله همين بلاگفا .

ولي امروز با تلاش فراوان بالا خره تو نستم اپ كنم 

مدارس شروع شده اند و بر و بچ سمپادي هم سرشون شلوغ شده الان ايبن دوستان سمنانيه ما كه خيلي هم با كلاس اند و همين طور دوستان خراسانيه ما شديدا در تلاشند كه پوز بچه هاي مازندران رو به خاك بمالند ولي بايد به عرض شون برسونم كه از اين خيالا نكنيد امسال هم مثل سال هاي پيش بچه هاي ما اولند امسال تازه قول داديم تيم هاي ورزشي مون هم  اول بشن. ولي اينم به عرض تون برسونم كه درسته كه ما با هم مسابقات و امتحانات زيادي مي زاريم  و هميشه هم يك عدده مي بازند و يك عده مي برند ولي ما هميشه با هم دوستيمو دست هم و مي گيريم .

راستشو بخواين زياد حال تايپ ندارم فقط اميد وارم كه  موفق و پيروز باشيد در همه ي مراحله زندگي تون.

 
| نوشته شده توسط z.s
 
   

این همون بازیه که سحر جان (چیغرال) انجامش داد منم می خوام این بازی رو بکنم

دریا:شنا کردن داخلش کلی مکافات داره

قهوه:موقع بارون خیلی حال می ده

غرور: بیشتر موقع ها باید بشکنه

مدرسه: چاپلوسی

دفتر مدیر: زیاد رفتم

تقلب: به صورت حرفه ای می دم

قورمه سبزی:فقط با سبزیه مامان جون

ریاضی:اصلا حرفشم نزن فقط تجربی(ببخشید سحر جون )

اهنگ: كلاسيك رو عشق است

ماه رمضون: شب قدر

استخر: هميشه موبايل ها داخلش گم مي شه

ابگوشت: بخور و بخواب

روزنامه: اهلش نيستم

كودكي :قدرش رو ندونستم

قزوين: نديدمش

دروغ: ادم و از چاله در مياره مي ندازه توي چاه

ليسانس: كمه

فوتبال: هميشه مي بازند

قانون: كشك

پرواز: خط قرمز

اشك: سلاح مرگبارخانوم ها

ازدواج: مجردي و عشق است

وبلاگ: غير قابل پيش بيني

شب: راه رفت توي سكوت

زندگي: فرصتي براي بودن

عشق: غرق شدن

هلو: سبحان و حنانه

تحصيل: نمي دونم اخرش كي مي رسه

خارج: ميرم ولي برمي گردم

خواب: يك نوع مرگ

اينترنت: دنياي مجازي

مجلس: چرت و پرت

سال ۸۸: يك اتفاق بزرگ

كتاب:خط خطي

ديگه چي كار كنم  همينم ديگه

 

 

 
| نوشته شده توسط z.s
 
 

 

ديشب تو ي نت بودم براي انجام يك كاري visible  شدم (براي همه) يك دفعه چهارتا پنجره با هم باز شد اگر الان اون افراد اين پست و بخونند مي فهمند براي چي اين قدر دير جوابشون رو مي دادم . اگر كسايي كه مي يان اين جا من و بشناسند مي گن زهرا از تو بعيد بود تو از اين كارا نمي كردي كه!!!!!!!!!!!!

ديشب خيلي چيزا رو ياد گرفتم و فهميدم بايد اويزه ي گوشم باشه اينم فهميدم كه خيلي ناشكري كردم  جون خدا در برابر اون چيزي كه ازم گرفته بود خيلي چيزاي ديگه به هم داد .......واي خدا جون ببخشيد .

ديشب دوباره برام گفتند كه اين جا دنياي مجازيه بايد مراقب خودت باشي

اره درسته اين جا دنياي مجازيه نه دنياي واقعي .راه رفتن يك دختر تو اين دنياي مجازي مثل راه رفتن رو لبه ي تيغه  فقط يك اشتباه كوچيك يك لرزش توي پا ها يك حركت نا بجا  باعث افتادن توي يك  دره ي عميق مي شه . از اول مي دونستم كه اين جا خطر ناكه  ولي باز اومدم مي دوني براي چي؟؟؟؟؟

معلومه  توي دنياي واقعي هم تمام اين مشكلات هست با اين تفا وت كه اون جا تن به تنه  اگر دختر باشي  مي فهمي من چي  مي گم. داري مي ري بيرون صد تا سوال مي پرسن كه كجا داري مي ري ( البته حق دارن خب مي ترسن ديگه دوست ندارن تو اون خطا بيوفتيم) توي اتاقيم ، پرده بايد گشيده باشه چرا؟؟؟ چون ساختمون جلويي مشرف به خونمون . مي تونه خيلي راحت هم اتاق من و ببينه. مي خواي يك كلاسي ثبت نام كني اول بايد كلي اين ور اون ور  كني ببيني كلاسه معتبر يا نه( كلاس هاي خصوصي رو  زير و رو مي كنند معمولا). مي خواي لباس بخري  بايد كله كشور و زير پا بزاري تا يك لباس مناسب پيدا كني (بعد براي خانوما درباره ي اين جوك مي سازند لج ادم در مي ياد). اگر پشت ماشين بشيني و رانندگي كني (يواش و قانون مندان) كلي بهت فحش و بد و بيراه مي گه بعد مي گه خانوم ها رو چه به رانندگي  . اگر با دوچرخه و اسكيت اين ور اون ور بري كله مردم جهان اگاه مي شند كه بله جناب عاليه اين جوري رفتيد تو خيابون حالا بگذريم از اين كه كله ادماي اون  خيابونايي كه با اسكيت و دوچرخه رفتي داخلش مي شن يك پا چشم. تازه از همه  بد تر اينه كه اگر يك اتفاقي  براي يك دختر بيوفته همه فكر بد مي نند حتي پدر مادرش . مشكلات ما زنا و دخترا يكي دوتا نيست كه .......... الحقي .... خداييش به هم بگيد كدوم پسر همچين مشكلاتي داره  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا همه ي اينا به كنار بگيم براي داشتن روح لطيف و صاف لازمه  ولي ديگه من يكي نمي تونم  اين و ناديده بگيرم كه بگن تمام مشكلات اين جامعه( منظورم همين كثافت كاري ها و بي شرمي هاي بعضي هاست) از زير سر اين دختراست تا دختر بي شرم نشه پسر به راه خلاف نمي ره .......... واي خدا كفرم گرفت وقتي اين و شنيدم  يكي نبود كه به اون ادم بگه تو كه لالايي بلدي چرا خودت خوابت نمي بره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 مثله اين كه خيلي حرف زدم  ولي اين فقط يكي از اون  چيزايي بود كه ديشب ياد گرفتم 

راستي جواب  پست نوجه توجه رو هم مي خوام بدم خوش بختانه يا بد بختانه هيچ كس نتونست جواب درست رو بگه براي همين خودم بايد جواب رو بگم  اون موضوعي كه  باعث اون همه خوش حاليم شده بود دربارهي يك فرد بود، نگاه  گفتم هر اتفاقي كه مي افته  همه فكر بد مي كنن اينا اين نمونه  اخه من كجام به اين حرفا مي خوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اون فردي كه قرار  فردا موقع سحر بياد  يك گلي هست كه  دلم براش يك ذره شده  واي چه طوري  تا فردا تحمل كنم  چيه چرا دادتون در اومد  خب  باشه الان مي گم اون داداش گله خودمههههههههههههههههههه. باور نمي كني ؟؟؟؟؟؟؟؟ خب اگر حرف من و باور نمي كني مي توني از سيما2010 (كوچ پرستو ها) يا سميه (پشت مرز هاي ممنوعه) بپرسي  مشكلي نيست.

اهان اين بگم  بخاطر  اومدن سال تحصيلي  جديد  ديگه بايد كامپيوتر و بزارم كنار اخه پارسال خيلي بد كردم (معدلم و مي گم) شدم 19.60 ..........واي خداااااااااااااااااااا وقتي بهش فكر مي كنم  سرم سوت مي كشه .

فكر نكنم چيز ديگه اي مونده باشه  امروز كلي حرفيدم  اخ اخ  داشت يادم مي رفت

دعا كنيد دعااااااااااااااااااااااااا براي تمام مريضا تمام بيماران اصلا باورم نمي شه  خواهش مي كنم دعا كنيد

 
| نوشته شده توسط z.s
 
   

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می شود.

لطف كنيد بريد ادامه ي مطلب اون جا سوال و جواب ها هست

 
| نوشته شده توسط z.s |ادامه مطلب ...
 
   
امروز يك خبر خيلي با حال دادن خيلي خوش حالم نمي دونم چه طوري بروز بدم .....واي خدا ي من اصلا باورم نمي شه .......چه قدر خوش حالم

توجه توجه:

اگر گفتيد امروز چه اتفاقي افتاد و من براي چي انقدر خوش حالم يك جايزه ي خوب پيش من داريد

هيچ كس نمي تونه بگه چي شده شايد سيما 2010 بتونه بگه ولي بقيه رو فكر نكنم حالا يك سعي بكنيد شايد برنده ي اين جايزه شديد

 
| نوشته شده توسط z.s
 
   
خستم نمي دونم بايد چيكار كنم سرم داره منفجر مي شه ديگه خودم نيستم نمي دونم براي چي اين روز ها كاراي بيخود مي كنم تنها ارامشم اهنگ و ورزش كه با هر دوتا شونم مخالفن نمي دونم چه مرگم شده كه ديگه نمي تونم از خودم دفاع كنم بدون هيچ سلاحيم هيچي ندارم هيچي !!!!!!!!!!!!!!

از يك نواختي خسته شدم اصلا ازش خوشم نمي ياد يك چيز جديد مي خوام يك كار جديد يك چيز كه............

اصلا نمي دونم كه چرا اين چيز هارو اين جا مي نويسم شايد به خاطر اين كه خلوت تر از جا هاي ديگست نمي دونم من هيچي نمي دونم هيچييييييييييييييييييييييييي


 
| نوشته شده توسط z.s
 
   

فال حافظ، نیت کن!
...
...
...
...
به جهنم گر غمت پایان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به این دنیای فانی
که ضایع تر از این امکان ندارد

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره!

حالا به فرماييد ادامه يك شعر گذاشتم


 
| نوشته شده توسط z.s |ادامه مطلب ...
 
   
تا حالا  شنيديد كه مي گن سر غذا نبايد حرف زد ؟؟؟

 نشنيديد خب اشكال نداره حالا شنيديد

از من به شما نصيحت هيچ وقت سر غذا حرف نزنيد مي گيد چرا????؟؟؟؟

1.چون هم يك حديث در اين رابطه داريم كه باز همين حرف رو مي زنه و اما دوم اين كه.......

2. ديشب مهمون داشتيم فاميل هاي درجه يك پدري(يعني عمه ها و عمو ها + مادر بزرگم)بنده هم پيش دختر هاي فاميل نشسته بودم بنده به خاطر انجام دادن دستور هاي مادر بزرگوار كمي دير سر سفره اومدم .

دختر ها كه غذاشون تموم شد نشستند به شوخي كردند بنده هم كه بسيار خوش خنده هستم با شوخي هاي دوستان خنديدم كه نا گهان غذا پريد توي .............

آه حتي فكر كردن به اين موضوع هم برام درد ناك چه برس به اين كه همين ديشب هم برام اتفاق افتاد. اقا چشمتون روز بد نبينه يك سرفه هايي مي كردم كه نگو و نپرس خدا رو شكر مهمونا نفهميدند ولي مادر بزرگم  (مادر مادرم) اين قدر برام اراحت بود كه نگو و نپرس!!!!!!!!!!!

از من گفتن بود سر غذا حرف نزنيد وگر نه مثل من مي شيد

 
| نوشته شده توسط z.s
 
   
طوفانی دیكر در راه است
نوشته ی:سید مهدی شجاعی
عكس سید مهدی شجاعی

سلام می خوام یك كتاب خیلی باحال رو به ش
ما معرفی كنم كتاب قشنگیه منكه خیلی ازش خوشم اومد امیدوارم شما هم ازش خوشتون بیاد

تو این كتاب یك خانومی هست به اسم زینت خانوم و یك اقایی هست به اسم حاج امین (از اون حاجی هاست
زینت خانوم هم برای صحبت درباره ی پسر جاج امین می خواد با حاج امین صحبت كنه حالا چه چوری صحبت می كنه و چی میگه و چه اتفاقی می افته رو دیكه نمی گم اخه بی مزه می شه خود تون برید بخرید و بخونید پشیمون نمی شید
 
| نوشته شده توسط z.s
 
   
راز پنهان
نوشته ی:مریم معجونی(رویا)

اینم یك كتاب قشنگ گرچه مثل تمام كتاب ها و فیلم های ایرانی خوب تموم شد ولی داخلش اینقدر اتفاقات وحشتناك و  تلخی افتاده كه ادم از پایانش لذت می بره .
داستان درباره ی یك خانواده ی فقیر ی هست كه در یك روستا نزدیك رشت زندگی می كنند پدر بزرگ این خانواده  توی خواب محل یك گنجی رو می بینه، بعد از 3 بار دیدن همون خواب به دنبال گنج می ره مثله این كه گنج خیلی شوم بود كه تمام اتفاقاتی كه برای این خانواده می افته سر همین گنجه.

حالا چه اتفاقاتی می افته رو دیگه ............
متاسفم  این یكی رو هم باید خودتون بخرید و بخونید كاری از بنده ساخته نیست
امید وارم كه خوشتون بیاد.
 
| نوشته شده توسط z.s